وبگاه فرسنگ

اين وبگاه تا اطلاعات ثانوي روزه سكوت است

بایگانیِ نيكي كريمي

خانم حكمت آيا اصلاحات زنده است؟

اينك حتي  فاحشه گان شبهاي تهران به همه چيز عادت دارند !!! حتي به اين كه شبي از شبهاي سرد زمستان در گذرگاهي با چاقويي برهنه، هزار پاره شوند و بعد هم فراموش…

 مسعود رفيعي طالقاني

 به بهانه اكران سه زن آخرين ساخته منيژه حكمت

 منيژه �كمت

وقتي تصميم مي گيري به سينما بروي ، آن هم بعد از مدتها كه حتي دعوت حاتمي كيا هم ، پاي تو را براي رفتن به سينما ، نمي لرزاند ، سه زن شايد بهترين گزينه باشد.

به سينما نرفته اي چون  تبليغات تلويزيوني مهناز افشار ، گوهر خيرانديش و مريلا زارعي هم آدم را مشتاق پذيرفتن دعوت حاتمي كيا نمي كند ، حتي اگر آنها اصرار كنند كه اين متفاوت ترين ساخته ابراهيم حاتمي كيا است.

در شهري كه مردانش عصا از كور مي دزدند ، بيلبوردها – يعني تنها ابزارهاي تبليغي سه زن  – را به رنگهاي سياهي آغشته مي بيني و پشت آنها اراده اي كه سعي دارد تا به ضرب و زوري باورنكردني لچك  را بر سر زن ايراني بيفكند . بي آنكه از خواست دروني او چيزي دانسته باشد و لحظه اي حق انتخاب او را ،زنده ملاقات كند و  البته به رسميت بشناسد !!

اين يعني كه زن ايراني سرلوحه حجاب و عفاف است . خواه او يك كارشناس فرش باشد كه تاريخ و فرهنگ ايران را دوست مي دارد و خواه دختركي كه براي يافتن آرامش از دست رفته ، چند روزي راه بيابان در پيش گرفته است. زن ايراني هر چه هست ، بايد كه حجاب خود را حفظ كند تا از هر گزندي در امان بماند !!!

چه آنكه جماعتي بزرگ گفته اند كه، اين گزندها ساخته شده اند  تا زن ايراني به پستويي فرو افتد . شايد هم كار ، كار انگليس هاست !!

منيژه حكمت اما ، سه زن را ساخته است . به هر طريق ممكن. به هر وسيله كه مي شده و به هر امكان موجود .

او همچون هميشه راه دشوار عبور از مميزي ها را طي كرده و بر اكران فيلم تازه اش در ايران پاي فشرده است . آن هم  در زماني كه بازبينان (چه اصطلاح تلخي ) پشت دستگاه موويلا ، فيلم هاي «بودار» را مثل يك تكه گوشت ، سلاخي مي كنند تا مبادا مبادا تماشائيان را خوراكي هزينه زا نصيب افتد كه معده و مغزشان  را بسوزاند و روانه تيمارستان مدرنيته شان كند . تيمارستان فهمي كه ديوانگانش همه و همه به  اتهام نوگرايي بايد كه بر بستر تحجر ، زنجير شوند و فردا روزي ، فرا خواهد آمد كه هر يك به نوبت تنبيه شده و توبه مي كنند!!!

منيژه حكمت اين روزها سه زن را بر پرده سينماهاي تهران نگاه داشته است . سه زني كه به گفته خود او ، راويان دغدغه هاي سه نسل زن ايراني هستند كه هر يك براي خود به راهي تازه و ناشناخته قدم نهاده اند . اولي سخني نمي گويد  . دومي بسيار خسته و زخم خورده است و سومي مرخصي را بيش از كار كردن دوست مي دارد هر چند كه اين مرخصي با طعم تحجر آلوده مي شود.

به هر حال حكمت روزهاست كه سه زن را با محور دغدغه هاي زن ايراني در روزگار تصويب لايحه اي همچون لايحه حمايت از خانواده و اجراي طرحي مثل طرح ارتقا امنيت اجتماعي ، بر پرده نگاه داشته و اين البته كار دشواري است ، چه ، كارگردانش ناگزير است تا رنگ سياهي را بر بيلبوردهاي تبليغي فيلمش هر روز در خيابانهاي شهر تماشا كند.

پس به احترام  منيژه حكمت،  لحظه اي سكوت مي كنم …………..

نمايي از فيلم سه زن

سكوت را مايل نيستم بشكنم چرا كه سخن گفتن دشوار است و منصفانه نيست شايد…

 جايي كه هيچ تريبون حمايتي دولتي  ، از منيژه حكمت و فيلمش دفاع و تبليغ نمي كنند. بگذار ما سكوت را نشكنيم كه روزه سكوت هم بيراهه نخواهد بود !

خانم حكمت ، عده اي هستند كه در خاطرشان حضور پر رنگ شما در سالروز دوم خرداد در سال 85 مانده است .

خانم حكمت همان عده ، همچنين در يادشان هست كه اين شما بوديد كه در انتخابات مجلس شوراي اسلامي دفتر كار خود را مقر اصلاح طلبان قرار داديد تا ائتلاف نصف ونيمه خود را به مدد هنرمندان صاحب نام ، ساماني بخشند و پايگاه اجتماعي فراموش شده را بازيابند.

خانم حكمت كساني ديگر از همان قماش نيز هستند كه خوب يادشان مانده است كه شما براي «زندان زنان «تان چه جنجالي كه راه نيانداختيد!!!

خانم كارگردان ! اينها ( همانها كه گفتم ) از شما تنها بوي قرمه سبزي مي خواهند كه فضاي خانه تان را به رسم سنت هاي كهن ايراني عطر آگين كند ، نه بوي تلخ سيگاري كه دود مي كنيد تا اعصابتان را آرامش بخشد.

خانم حكمت در آيين امروزي ما ، ظاهرا شما بايد به جناب آهنگراني رسيدگي كنيد و درد همنوعان ايراني تان را از خاطر بزداييد!!! چه زنان ايراني مدتهاست كه «كمپين يك ميليون امضا» را از خاطر برده اند !

خانم فيلمساز دوست داشتني و قابل احترام ! اينك حتي  فاحشه گان شبهاي تهران ديگر به همه چيز عادت دارند !!! حتي به اين كه شبي از شبهاي سرد زمستان در گذرگاهي با چاقويي برهنه، هزار پاره شوند و بعد هم فراموش…

 

نمايي از فيلم سه زن

خانم حكمت ، خانم حكمت ، خانم حكمت….

ديگر از كدام درد بگويم ؟؟؟ كه هر چه گفتم دردهاي بود كه بر شما و بر ما مي رود.

مي خواهم شما پاسخ بدهيد

حالا كه من دوست ندارم فيلم شما را به لحاظ محتوا به نقد بكشم و حالا كه بهتر است بگويم  دست و دلم مي لرزد از اين كه بگويم سه زن فيلمي چنين و چنان است. من مي دانم كه پشت اين سكانسها ، موسيقي ها و ديالوگ ها چه حرفهاي ناگفته كه ، پنهان است .

خانم حكمت ، شما را به خدا بگوييد كه چگونه مي توان دردي از هزاران كاست ، آنگاه كه انبار كاه به كسر كاهي خرد ، خالي نمي شود  و انگار نه انگار كه كاهي از انبار كاسته است.

خانم حكمت من تنها يك سئوال از شما دارم . شما كه اين روزها با زباني تازه و شيوا با مخاطبانتان سخن مي گوييد . شما كه درباره تان مي گويند  زير تيغ سانسور پشتتان خميده نشده…

شما خانم حكمت! بگوييد

آيا اصلاحات زنده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Advertisements