وبگاه فرسنگ

اين وبگاه تا اطلاعات ثانوي روزه سكوت است

بایگانیِ شعر نو

در تقابلم این روزها

سکوت

سکوت

مسعود رفیعی طالقانی

در کشاکش و تقابلم این روزها
بر بلندای جاودانگی و قهقرای وحشت
انجا که هیچ کس را تاب استقامت نیست
پرنده ای را یارای پرواز و آوازه خوانی را نفسی در گلو
نه ، هیچ یک به راه خود نیستند
هیچ کس به راه خود نیست!!!
من هنوز نمی دانم چرا زنده ام
در جبر تاریخ غوطه می خورم
و خندان بر جغرافیای بی مرز ذهنم تکرار می شوم
اقا اجازه
من دوست دارم خلبان بشوم
نه نه ، دکتر شدن بهتر است
دکتر می شوم
شاید هم مهندس برج ساز
اصلا هر چه مادرم بگوید
آخر برادرم درس خواندن را دوست نداشت و…
حالا بار حیثیت دیگران بر دوش من است
من اینجا ایستاده ام
دست در آستین فراموشی
و چشم در چشم خاک
بیهوده جوش می زنم
بیهوده حرص می خورم
خواهرم که قورمه سبزی را خوب می پزد از همه عزیز تر است
و من
سلول سلول قورمه سبزی را احساس می کنم
من در بلندای جاودانگی و قهقرای وحشت ایستاده ام
آنجا که باید خاموش ماند

همراهان مهربان وبگاه فرسنگ از این پس دوباره با شما هستیم

Advertisements

دل بي تابوي روشنفكران

اينك اينجا پاييز

فصل سرما و خزان

بوي دود دمه گرم توتون

پنجره رو به بلنداي چنار

زرد و سرخابي و سبز

سايه ابر سياه و نم اشك

ياد لوركا، ارنست

شعر احمد، حافظ

وكلامي به تمناي وصال دل گرم

دل بي تابوي روشنفكران

دل من، تو، كه بپيچد پاييز

در ميان همه انديشه ما تو در تو

بزند رنگ خزاني همه رنگ

رنگ قيصر، سهراب

رنگ انديشه ژرف

اين شعر زيبا را علي اكبر ناطقي ثابت سروده است . دوستي كه ديرين است و من نيك مي شناسمش. درست مثل ياد لوركا و ارنست . شعر احمد و حافظ

اينك ملال بسيار است كه مدتها از ديدار نكردن دوستان مي گذرد . دوستاني كه نديدنشان تلخ و غم انگيز است. اكبر هم يكي از همانها است. خوب مي انديشد و خوب فرياد مي زند . هميشه نيزعسرت ما را به جلال تعبير مي كند . پيشنهاد سازنده مي دهد و خوب در كنار آدم مي ماند. خيلي خوب . تا جايي كه گمان مي كنم رفيق خوش مرام فرسنگ نامه ما هم اوست.

پيشنهاد سازنده اكبر اين بار نيزسبب شد تا ازهمه دوستان دعوت كنيم تا ما را در وبگاه فرسنگ ياري كنند.