وبگاه فرسنگ

اين وبگاه تا اطلاعات ثانوي روزه سكوت است

بایگانیِ اندیشه

خواهی نشوی همرنگ؟؟؟

هادی رفیعی

این روزا خیلی دیگه نمی شه راجع به خیلی چیزا حرف زد.. شاید باورتون نشه که یه روزایی بود که آدما برای اون چیزایی که می خواستن ارزش قائل بودن..

حالا سوال من اینجاست، کدوم یکی اصلیه… یا کدوم یکی به روزگار ما میاد؟؟..

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

یا

خواهی نشوی همرنگ …..

Advertisements

نقطه تنها

مسعود رفیعی طالقانی

 

در چند وقت اخیر مطالب زیادی را در تریبون های گونه گون دوستان خوانده ام . از یادداشت وشعر و واگویه و خبر تا نقد و تحلیل و مواضع منفی ومثبت . شکی نیست که همه و همه از یک چیز حکایت دارند ؛ آنچه در درون ما می گذرد .اشعار سیاه و سفید ، متنهای مثبت و منفی ، گزارشهای مختلف و واگویه هایی از هر آنچه در زندگی است . اینها تمام چیزهایی است که صفحات سفید نشریات مجازی و واقعی ما را سیاه می کنند . تمامشان . تا شوق خواندن هم هست این تکرار ادامه می یابد .

مغزهامان پر است از آنچه در دلهامان می جوشد و کلمات هم از همین رهگذر است که بر دایره ریخته می شوند . اصلا تمام تلاش بشر در طول قرنها معطوف به بیان دلهره ها و کاستی ها بوده است وشاید بیراه نباشد اگر بگوییم گفتن از خوشی ها برای فرار از روزگار ناخوشی پدید آمده است. درست مثل شکرگزاری به پاس نعمت که نه برای  دست یازیدن به مفهوم تشکر ، که از روی ترس از عقوبت زاده می شود. ایمان مان هم از همین دست .

خودمان هم .

ما تمام عمر با درونیات مان زندگی می کنیم و حیات بشر تجسدی است از درونیات ریز و درشت . به گاه شهرت و انزوا . به وقت خوشی و ناخوشی و در زمان ثروت و تنگدستی. همیشه و همیشه

به راستی آیا چیز تازه تری نیست که به آن بیاندیشیم ؟ ویا اینکه این تمام راه است ؟!انسانی استاد دیگری و انسانی دیگر در کسوت شاگرد دو زانو نشسته . و تکرار و تکرار وتکرار. تمام پیشرفتهای دنیای معاصر هم معطوف به تغییر شکل هستند ومحتوا از صفر گامی به پیش ننهاده است .

کم کم دارد هول برم می دارد . چرا که من امید وار یافتن چیزی فراترم !!! و واقعیت خبر از یک نقطه می دهد که به نقطه ای دیگر نمی اندیشد. نقطه ای که تنهاست و پاره خطی نخواهد شد.