وبگاه فرسنگ

در یک نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو

در تقابلم این روزها

سکوت

سکوت

مسعود رفیعی طالقانی

در کشاکش و تقابلم این روزها
بر بلندای جاودانگی و قهقرای وحشت
انجا که هیچ کس را تاب استقامت نیست
پرنده ای را یارای پرواز و آوازه خوانی را نفسی در گلو
نه ، هیچ یک به راه خود نیستند
هیچ کس به راه خود نیست!!!
من هنوز نمی دانم چرا زنده ام
در جبر تاریخ غوطه می خورم
و خندان بر جغرافیای بی مرز ذهنم تکرار می شوم
اقا اجازه
من دوست دارم خلبان بشوم
نه نه ، دکتر شدن بهتر است
دکتر می شوم
شاید هم مهندس برج ساز
اصلا هر چه مادرم بگوید
آخر برادرم درس خواندن را دوست نداشت و…
حالا بار حیثیت دیگران بر دوش من است
من اینجا ایستاده ام
دست در آستین فراموشی
و چشم در چشم خاک
بیهوده جوش می زنم
بیهوده حرص می خورم
خواهرم که قورمه سبزی را خوب می پزد از همه عزیز تر است
و من
سلول سلول قورمه سبزی را احساس می کنم
من در بلندای جاودانگی و قهقرای وحشت ایستاده ام
آنجا که باید خاموش ماند

همراهان مهربان وبگاه فرسنگ از این پس دوباره با شما هستیم

تا کنون 10 نظر داده شده »

  مهديه wrote @

سلام ، با تمام وجودم ميگم كه از اين شعرگونه ي بي نظير لذت بردم
هيچ كس به راه خود نيست.
نقطه سر خط.
نميتونم بگم چقدر خوشحالم كه باز هم وقتي فرسنگ رو ميبينم يه پست جديد جلو چشمم قرار ميگيره .
اول شدم.

  هادی رفیعی wrote @

آقای دکتر سلام
قورمه سبزی اساسا غذای خوبی هستش
همین که شما در کشاکش زندگی و قهقرای وحشت همچنان قورمه سبزی می خورید نشان دهنده ی اهمیت قورمه سبزی در بلندای جاودانگیست
به هر حال قورمه سبزی هر جا که باشه ما رو خبر کن
درود بر ادامه دهندگان

  مهدي جهانديده wrote @

سلام مسعود جان
حضوري ديگر با دوستان مجازي.
خوشحالم و خرسند از اينكه دوباره از قلم زيباي مسعود عزيز بهره خواهم برد .
شاد و پيروز باشيد.

  nima wrote @

mer30 az in jomalate ziba va ….. boro bebin haji

  nima wrote @

web site gozashtama ok ok okokoko

  sepideh rafiei wrote @

مگر سپیده همان چه که خواست بوده ؟ مگر این خاکستر شعله ور گشته! اگرهم زیر خروارها سکوت دفن شده ! مرده باری دگر زنده می شود؟! تو پرو بال داری برای پریدن ! دنیایی برای گفتن . کسی نیست جلوی چاپ کتابت را بگیرد و بعد از زبان کسی دیگر بشنوی و بسوزی که از خودی بودی که نگذاشته تا پر وبال بگیری ! وب لاگ من خالی است اما بدان خالی یعنی پر از حرف . مسعود رفیعی برای من همیشه آرمان است و بگذار بگویم تو نیمه ای می خواستی که با تو و در لابلای جملات بپرد . برادر تو پریدن را نمی داند وگرنه او باز بود ما پروانه ! مسعود آرمانی طالقانی رفیعی پسر خاله دل پر حرف چه می خواهد این را برای من بنویس . برای دختر خاله ات بنویس که تیرهای شکسته دل من کمانش کو؟ 09124000466 تنها سپیده
سرخود را مزن اینگونه برسنگ دل دیوانه تنها دل تنگ
منشین در پس این بهت گران مکن ای خسته در این بغض درنگ

  sepideh rafiei wrote @

اگر از فرت سوزی بنویسم که نه در دوره و نه در زمان جاری باشد ! اگر چیزی بنویسم که در این کوره راه تاریک دنیا چراغی نباشد که نوشته هایش را روشن کند ! دخمه ای هم نیست که موشها برگ های کتاب مرا شام و ناهار خود کنند . حال پسر خاله برای من یک هم درد مخفی و خاموش باش و مسعود آرمان های زمان این بار برای دختر خاله ات از دختر خاله ای که پدر نداشت بنویس که چه می سوزد که با خالی از کلام در صفه وبلاگ خویش فقط تبلیغات داشته با شم سری به وبلاگ من بزن آنجا جوابم را بده یا دراین جا 09124000466 با پیامت کمی تنهایم را ……………………………………………………

  sepideh rafiei wrote @

با تمام حرف هایت موافقم اما کی پیدا می شود که مرا و حرفای مرا قبول داشته باشد دزدی وبلاگ ……………….. تا به حال دیده ای ؟ وبلاگ مرا ربوده اند درس حسابداری چند منه ؟ آدرس اینترنتی من
serfat27@yahoo.com من می خواهم وبلاگ جدیدی برایم تو بسازی بانام شمال سبز من ایران و به من با شماره ی ایمیل بگی به نظر من تو آرمانهای خودتی مسعود آرمان منش

  مهديه wrote @

سلام عمرمون چقدر زود ميگذره.انگار همين ديروز بود كه يكي بهم خبر داد فرسنگ آپ شده

  محيار wrote @

سلام.چقدر با فاصله آپ ميكنيد مسعود عزيز.


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>