وبگاه فرسنگ

در یک نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو

لحظه های کاغذی

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن 
خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین 
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته 
خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیده 
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی 
پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری
رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری 
عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها 
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری 
روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث 
در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری

قیصر امین پور

تا کنون 2 نظر داده شده »

  پویا نعمت‌الهی wrote @

سلام مسعود عزیز
وبلاگت خیلی به سختی باز می‌شود.
بگذریم.
خیلی دلم هوای شعر کرده بود و این شعر قیصر، حسابی حالم را جا آورد.
در منتخبی از اشعار قیصر که داشتم، آن نامه‌ی معروفش (که به پرسش‌های یک نوجوان در مورد اینکه شعر چیست؛ شاعر کیست و … پاسخ داده بود)هم بود. اگر جایی لینک این مطلب را دیدی، برایم بفرست یا خبر کن.
امکان تایپ همه‌اش را ندارم.
ممنون و دستت درد نکند

  sahar wrote @

Kheili ghashang


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>